احمد مجد الاسلام كرمانى
128
سفرنامه كلات ( فارسى )
بردهاند رفت ، اگر در اين موقع خيال فرار داشتيم احدى مستحضر نمىشد مخصوصا براى ادرار كردن از بالاخانه پائين رفتم و درها را باز و مأمورين را در خواب ناز ديدم طبيعت اقبال نكرد و برگشتم در بالاخانه خوابيدم هنوز هوا تاريك بود كه بيدارمان كردند برخواستيم و نماز خوانديم و بلافاصله سوار شده به راه افتاديم قريب سه فرسخ را در يك ساعت و نيم پيموديم و بشريفآباد وارد شديم و در قهوهخانه پياده شديم و در شريفآباد دو كاروانسراست يكى از بناهاى نظام الدوله پدر آصف الدوله و شريف آباد جاى بسيار معتبرى است و از موقوفات آستانه متبركه است و چندين مزرعه دارد ، بارى در راه خيلى سرما خورديم لدى الورود در قهوهخانه آتش خواستيم و چاى خورديم و گرم شديم و سرهنگ خيلى عجله ميكرد كه زود به راه افتيم و حسب الامر مال آوردند و بستند و روانه شديم ، چند قدميكه از قهوهخانه دور شديم شخص قهوهچى را ديديم كه از عقب ما ميدود و داد ميكشد و مطالبه پول چائى مينمايد از وقتى كه سوارها فهميدند من قدرى پول دارم اغلب همين كار را ميكردند تا من ناچار شده پول بدهم و در شاهرود تيمور خان اظهار كرد كه ديشب كلاهم از سرم افتاده و هشت قران پول كلاه بايد بدهم و پول هم ندارم منهم هشت قران به او تقديم كردم و به همين قسمتهاى جزئى وجه ما تمام شد فقط دو عدد دو هزارى از پولهاى طهران در جيب شلوارم نهفته ماند و براى روز احتياج گذارده بودم كه يكى را اينجا دادم ، از شريفآباد تا شهر هفت فرسخ است و اين راه تا چهار فرسخ بلكه تا طرق كه پنج فرسخ است تمام گردنه و كوه و كتل است و در سابق خيلى سخت بوده و ابدا گالسكه و درشگه نميتوانسته است عبور نمايد اما حالا قدرى بهتر شده و نير الدوله در زمان حكومت خراسان پنج شش هزار تومان خرج كرده و آنجا را قدرى تسطيح نموده است و حالا گالسكه و درشگه و گارى به زحمت ميتواند عبور نمايد و افسوس كه در مملكت ما اگر كسى هم اين گونه كارهاى مهم لازمه